نویسنده

چکیده

امنیت به‌عنوان یک امر معنایی و در عین حال تجربه عینی، رکن اساسی شکل‏گیری جوامع انسانی و هویت‏های افراد جامعه است. هویت افراد جوامع انسانی نیز ممکن نمی‏شود، مگر آن‌که معنایی از «کیستی ما» را که از گذشته می‏آید، مشخص کند؛ بنابراین بین امنیت و هویت و گذشته، یک پیوستگی معنایی و مفهومی وجود دارد. در عصر جهانی‏شدن و نظام امنیت دولت - ملت، مطالعات امنیت از رویکرد واقع‏گرایی که مبتنی بر محوریت امنیت ملی به معنای امنیت دولت‏ها فراتر رفته و ایده «امنیت جامعه‏ای» را با محوریت امنیت هویت‏ها مطرح می‏کند، مسئله مقاله حاضر این است که اهمیت بازشناسی رابطه امنیت و هویت و روایت گذشته را در این رویکردهای نوین نشان دهد و در عین حال اهمیت راهبردی آموزش تاریخ گذشته ایران را در درونی‏سازی ارزش‏های فرهنگی و اجتماعی هویت ملی در نسبت با امنیت ملی بررسی کند؛ بر این اساس تلاش شده با تبارشناسی جایگاه تاریخ به‌مثابه گذشته در برساخت هویت سیاسی دولت‏های پیشامدرن و مدرن در ایران، معنایی که از این شیوه روایت از گذشته ذیل مفهوم امنیت و امنیت ملی بازنمایی می‌شود را نشان دهد که عملاً تقلیل آن به «امنیت دولتی» و در نتیجه طرد امکان تکوین و دوام مفاهیم و ارزش‏های تقویت‏کننده درک مبتنی بر «امنیت جامعه‏ای» در نهادهای متولی برقراری نظم و امنیت در حاکمیت است. پذیرش دوگانگی نظم/بی‏نظمی و اقتدار/هرج و مرج به‌عنوان واقعیت تاریخی جامعه ایرانی مقوم این سازوکار حاشیه‏رانی در راستای محوریت «دولت» به‌عنوان حافظ امنیت و نیز تقلیل مفهوم امنیت ملی به امنیت دولت است.

کلیدواژه‌ها